تبليغاتX
اگه خواستی رو به روم باش
ترانه های میثاق بوالحسنی


نگاه آخر...

خواننده و آهنگساز: بابک خانقلی

تنظیم: علی قادری

ترانه سرا: میثاق بوالحسنی

دانلود

برای دیدن عکس در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

شبیه سایه رو تن ِ کوچه دارم قد می کشم

مشتت و واکن تا منم یه کم شبیه ِ تو بشم

مستند

از همه کس فراری و با همه کس رفیق منم

تمام روزامو به شب یک تنه وصله می زنم

شروع قصه با تو بود چرا به آخر نرسید؟

بگو کی این رفاقتو به مرز نابودی کشید؟


هر ساعتی که می رسم کوچه پر از کش مکشه

رفیق گرمابه من و داره به مسلخ می کشه

بگو کجای قصه از زخم تو ساده رد شدم؟

بگو کجا شکستم و یه زخم مستند شدم؟

 

وقتی چشمای تو بازیگر نقشای بده

وقتی زندگی یه عمر حرف دروغی بت زده

خود ِ تو متهم ردیف اولی رفیق

وقتی عمر قصه ها سر اومده.....

 

خوابامو باور می کنم، حتا تو روز روشنم

کابوس تو فراری ِ وقتی دارم جون می کنم ....

دارم به خون ِ پیرهنم رفاقت و نشون می دم

دارم به این ثانیه ها قد ِ یه سال امون می دم

 


خواننده و آهنگساز: امیر حسین سمیعی

تنظیم: سعید عظیمی

ترانه سرا: میثاق بوالحسنی

آلبوم مستند- 1389

برای دیدن عکس در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 5:38 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

سلام به دوستان

مدتی پیش متوجه شدم که یکی از ترانه های من به اسم " خوش به حالت" در آلبومی به نام "زلال" و با صدای خواننده ای به اسم " فهیت" اجرا شده است.

اجرای این ترانه بدون کسب اجازه از مولف انجام شده است و و از همین جا به دوستانم اعلام می کنم که این ترانه به سرقت رفته است.

با توجه به اینکه این ترانه از محیط وبلاگ به سرقت رفته است ترجیح می دهم که ترانه های وبلاگ را بر دارم و به نوشتن چند بیت از آنها بسنده کنم.

ترانه ی خوش به حالت را می توانید از اینجا بخوانید



میثاق بوالحسنی

30 / 2 / 1389


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

بیا بازم نگاهم کن که با چشم ِ تو ثابت شم

منو می سازه عطر ِِ تو، بگیرش تا خرابت شم

 

نگاهم کن تا چشمای تو اینبار

من ِ ویرون و از آهن بسازه

بیا دستاتو قبله م کن که بازم

بپیچم سمت ِ تو تا جاده بازه

...



میثاق بوالحسنی

10 / 8 /  1388

 

پ.ن۱ : نخستین نشانه ی اینکه رویاهایمان را از دست داده ایم "تنگی ِ وقت" است

دومین نشانه ی مرگ رویاهایمان "قطعیت" است

و سومین نشانه ی اینکه رویاهایمان مرده اند "آرامش" است



+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

سس

دنیا پراز خاکه، کوچه پر از چاله س

خونه شبیه من، پنجاه و هفت ساله س

دستم پر از خالی، پاهام پر از تاول

گم کرده ی راهم از کوچه ی اول

 

....

 

 

---------------------------------------------------------

پ.ن۱ : این ترانه را تقریبا دو سال پیش نوشتم و دلتنگش شده ام امروز

پ.ن۲ : امتحانا خوب یا بد تموم شد

پ.ن۳ : جنگ چیزهایی قشنگی هم دارد

پ.ن۴ : ما برای این کوچه ها اسم های جدیدی می گذاریم، باور کن

 

میثاق بوالحسنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 9:40 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

پاییز بهاری ست که عاشق شده است

بذار رویاتو بردارم، بذار این سفره خالی شه

هواتو از سرم بنداز ، بذار اسمت خیالی شه

تنت رو هرکجایی کن چشامو خوب می بندم

خودت رو دست مالی کن، بذار حالی به حالی شه


....



میثاق بوالحسنی

مهر ۸۷

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

تقدیم به روح سبز خسرو شکیبایی در چهلمین روز عروجش.

***

سلام!

حال همه‌ی ما خوب است .

ملالی نیست جز گم شدن گاه بگاه خیالی دور...چقدر دور شدی خیال محال.

چهل روز مگر چقدر است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 7:2 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

سیب زمینی خورها / وان گوگ      

یخ زده برق ِ چشامون

زنگ زده رنگ ِ صدامون

خیس ِ بارون شده هرجا

پره درد ِ هر کجامون

 

کنج گرمای بخاری

قفل و بند ِ دست و پامون

سرما پابند ِ به کوچه

توی حبس ِ کدخدامون

 

...

 

 

میثاق بوالحسنی / تیر ۸۷

نقاشی : سیب زمینی خورها / وان گوگ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

شب پر ستاره - وان گوگ

تو هنوز رو سینه هات عکس ستاره می کشی

کاش می شد زیر لباس خوابِ تو

من و آفتابی کنم

با خودم برم سفر

با خودم عکس تکی بگیرم و

توی خواب تو بیام

رنگ درو آبی کنم

....

 

 

میثاق بوالحسنی

16 / 12 / 1386

 نقاشی : شب ستاره اثر وان گوگ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

چراغ قرمز

پشت ِ اين چراغ قرمز ، دل دل ِ چراغ ِ سبزه

پاسبون سر ِچار راه ، داره از سرما می لرزه

شونه به شونه شکستن ، ضجه به ضجه بريدن

دلْ حريص ِ بوی خون و پنجه رو گونه کشيدن

پشت ِ اين چراغ ِ قرمز ، همه ايستاده می خوابن

سوتای پشتِ سرِ هم ، بی دليل و بی حسابن

....


 

میثاق بوالحسنی

1386 / 9 / 19  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

naser

 

یکسال گذشت

تقویمها گفتند و ما باور نکردیم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

این خال من بی توست

تو پیچ و تابِ این سفر 

 وقتی نباشی پیش من

جاده ها تنگ و خاکی اَن

 به هیچ کجا نمی رسن

 



 

میثاق بوالحسنی

23 مهر 1386

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 7:28 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

" روياهات و از دست نده

واسه اينکه اگه روياهات از دست برن

زندگی ت عين بيابون برهوتی ميشه

که برفا توش يخ کرده باشن. "

 

 

نه يخ چاله ، نه يخ کوهی

تو داغا داغ  بی روحی

تو آتيش می زنی آب و

تو می سوزونی آفتاب و

 

...

 

خداحافظ ، خداحافظ

شروع خود فراموشی

چراغت سرد خورشيدم

مگه خاموش ِ خاموشی؟

 

 

میثاق بوالحسنی

خرداد1386

*اشیا هیچ وقت آنقدر سرد نیستند که آدم ها و چشمهاشان می شوند

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 6:22 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

خوش به حالت / میثاق بوالحسنی

گفتی راه و بلدی  خوش به حالت

پا به پام نیومدی  خوش به حالت

 

خوش به حالت که چشات روزای خوب و مبینه

خوش به حالت که هنوز خنده رو لبهات میشینه

خوش به حالت که حالا هر جا دلت میخواد میری

خوش به حالت که دیگه سراغمو  نمی گیری

خوش به حالت تو چه زود کابوسا از یادت میره

خوش به حالت که یادت نیست کی می سوزه تا بمیره

 

گفتی همپای تو هستم  خوش به حالم

دیگه چشمام و نبستم  خوش به حالم

 

خوش به حالم که هنوز خط نزدم اسم تو رو

خوش به حالم که بهت صد دفه گفتم که نرو

خوش به حالم که هنوز خاطره هات مال منه

خوش به حالم به تو دل دادم و دل نمی کنه

خوش به حالم که دیگه راه خودم رو بلدم

خوش به حالم بی تو یک قدم جلو نیومدم

                                        بی تو یک قدم جلو نیومدم

 


اسفند 1385

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 7:6 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

 

حالا که صلح ستاره خنجره ، حالا که شب داره روز و می بره

حالا که حرفای بد قشنگ شدن ، حالا که دیوار ِ جای پنجره

                                     بگو کی می خواد تو رو از تو اتاقم ببره ؟

 


میثاق بوالحسنی

8/11/1385

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

شلمچه

وسط خاک شلمچه يه پلاک روی زمينه

دستاش از دست ديگه رفته دوتا پاهاش روی مينه

رنگ خاکی لباسش جای خون و بوی خونه

هرکی ميگفت چرا رفتی، يادته؟گفتی:جنونه

لب تشنه ش اگه پر ترک تر از خاک کويره

خودشو کشيده تا دست رفيقشم بگيره

...


میثاق بوالحسنی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

سردار سردار

سردار بي سر تو ، مونده با دار قالي

موند با طناب دار و صندلي خيالي

سردار تو تُو دستاش قلم به جاي خنجر

داره تو رو رج مي زنه رو كاسه سفالي


...

چشماي من هنوزم

يه پارچه انتظاره

اگر چه كوچه چشمِ

ديدن تو نداره

 




میثاق بوالحسنی

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

misagh

با همون دستی که نامه هامو آتیش می زدی ، نامه بده

من واست خورشید و پست کرده بودم ولی تو جوابمو سایه بده

 

با همون دست بیا از حال وهوات واسم بگو

داره یادم میره از رنگ چشات واسم بگو

با همون دست بیا باز رو ابروهام یه دس بکش

بیا این پنجره رو واکُن و باز نفس بکش

 

...

□□□

" پست چی نامه تو بهم نداد

توی دفترش ازم امضا گرفت "


میثاق بوالحسنی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 7:43 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

شب در چشمان من است

به سیاهی چشمهایم نگاه کن

روز در چشمان من است

به سفیدی چشمهایم نگاه کن

شب و روز در چشمان من است

به چشم های من نگاه کن

پلک اگر فرو بندم

جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت

( حسین پناهی )

 

 

 سیاه کن عادت مرا ، ای خواب

 

توی خوابم داری باز تنهایی پرسه می زنی

اومدی خوابم و خط خطی کنی  " مث ِ بختک "

اومدی بگی فقط مال منی

توی  خوابم ، توی خوابت ، دل دل ِ حرفی ِ که روی لبه :

نه میشه خاطره تو خط زد و رفت

نه تو از خاطره هام دل میکنی

....



میثاق بوالحسنی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 1:50 قبل از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

 

اگه خواستی ...

 

 ، میشه دستاتو بدی ؟Excuse me

بوسه به دست فاحشه

موهاش و میزامپلی کرده و پیرهنش فقط تا نافشه

 

قافیه سازی و فرم و وزن و تکنیک و " ولش "

اینجا اونجاس که اگه چشماتو خوب وا کنی بندازی بهِِش

می تونی حس بکنی داغی رو از رو پیرهنش



میثاق بوالحسنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

 

 

گوشه گوشه ی اتاقم ، پُر ِ عکس ِ نیمه پاره س

خاطراتِ گنگ و خیسی ، از من و من ِ دوباره س

گوشه گوشه ی اتاقم ، پُر ِ سین ِ سینه سوزه

پُر ِ شیشه های دودی  که به خورشید چش بدوزه

...



میثاق بوالحسنی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

ازهمه چی بد می آرم از آسمون و از زمین

پنجره ها رو دس بکش بیا ببین   بیا ببین

ببین که خسته از خودم ببین که خسته از همه

ببین نگاه زردم  و   ببین هوا  چقدر  کمه

ببین که من مرده و من نقاب زندگی زدم

شیرین زندگی ببین ! یه کوه کنم  یه کوه کنم

 

............................

...............................

...........................

.............................

...............................

.................................... !

 

این همه از تکه ی آخر ترانه .  عجیب نیست

مثل این همه حرفهای نگفته  نگیم بهتره !




میثاق بوالحسنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  | 

 دیوارای خونه دیگه حس کردنی  نیس

رنگ زردش داره بد جوری چشامو می زنه

دارم از تیک تیک کند ساعتاش دق می کنم

از صدای بوق هیچکس مث تو نیس روی خط بودنه

 

در و پنجره دیگه دیدنی نیس

پرده ها بی خودی آفتابی شدن

بوق هیچکس مث تو هنوز رو خط بودنه

گریه تحت سلطه ی خوابای من ...

...



برای ( محسن ) برادرم ...

 

میثاق بوالحسنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط میثاق بوالحسنی  |