نگاه آخر...
خواننده و آهنگساز: بابک خانقلی
تنظیم: علی قادری
ترانه سرا: میثاق بوالحسنی
برای دیدن عکس در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید
شبیه سایه رو تن ِ کوچه دارم قد می کشم
مشتت و واکن تا منم یه کم شبیه ِ تو بشم
مستند
از همه کس فراری و با همه کس رفیق منم
تمام روزامو به شب یک تنه وصله می زنم
شروع قصه با تو بود چرا به آخر نرسید؟
بگو کی این رفاقتو به مرز نابودی کشید؟
هر ساعتی که می رسم کوچه پر از کش مکشه
رفیق گرمابه من و داره به مسلخ می کشه
بگو کجای قصه از زخم تو ساده رد شدم؟
بگو کجا شکستم و یه زخم مستند شدم؟
وقتی چشمای تو بازیگر نقشای بده
وقتی زندگی یه عمر حرف دروغی بت زده
خود ِ تو متهم ردیف اولی رفیق
وقتی عمر قصه ها سر اومده.....
خوابامو باور می کنم، حتا تو روز روشنم
کابوس تو فراری ِ وقتی دارم جون می کنم ....
دارم به خون ِ پیرهنم رفاقت و نشون می دم
دارم به این ثانیه ها قد ِ یه سال امون می دم
خواننده و آهنگساز: امیر حسین سمیعی
تنظیم: سعید عظیمی
ترانه سرا: میثاق بوالحسنی
آلبوم مستند- 1389
برای دیدن عکس در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید
مدتی پیش متوجه شدم که یکی از ترانه های من به اسم " خوش به حالت" در آلبومی به نام "زلال" و با صدای خواننده ای به اسم " فهیت" اجرا شده است.
اجرای این ترانه بدون کسب اجازه از مولف انجام شده است و و از همین جا به دوستانم اعلام می کنم که این ترانه به سرقت رفته است.
با توجه به اینکه این ترانه از محیط وبلاگ به سرقت رفته است ترجیح می دهم که ترانه های وبلاگ را بر دارم و به نوشتن چند بیت از آنها بسنده کنم.
ترانه ی خوش به حالت را می توانید از اینجا بخوانید
میثاق بوالحسنی
30 / 2 / 1389
بیا بازم نگاهم کن که با چشم ِ تو ثابت شم
منو می سازه عطر ِِ تو، بگیرش تا خرابت شم

نگاهم کن تا چشمای تو اینبار
من ِ ویرون و از آهن بسازه
بیا دستاتو قبله م کن که بازم
بپیچم سمت ِ تو تا جاده بازه
...
میثاق بوالحسنی
10 / 8 / 1388
پ.ن۱ : نخستین نشانه ی اینکه رویاهایمان را از دست داده ایم "تنگی ِ وقت" است
دومین نشانه ی مرگ رویاهایمان "قطعیت" است
و سومین نشانه ی اینکه رویاهایمان مرده اند "آرامش" است
دنیا پراز خاکه، کوچه پر از چاله س
خونه شبیه من، پنجاه و هفت ساله س
دستم پر از خالی، پاهام پر از تاول
گم کرده ی راهم از کوچه ی اول
....
---------------------------------------------------------
پ.ن۱ : این ترانه را تقریبا دو سال پیش نوشتم و دلتنگش شده ام امروز
پ.ن۲ : امتحانا خوب یا بد تموم شد
پ.ن۳ : جنگ چیزهایی قشنگی هم دارد
پ.ن۴ : ما برای این کوچه ها اسم های جدیدی می گذاریم، باور کن
میثاق بوالحسنی
بذار رویاتو بردارم، بذار این سفره خالی شه
هواتو از سرم بنداز ، بذار اسمت خیالی شه
تنت رو هرکجایی کن چشامو خوب می بندم
خودت رو دست مالی کن، بذار حالی به حالی شه
....
میثاق بوالحسنی
مهر ۸۷
***
سلام!
حال همهی ما خوب است .
ملالی نیست جز گم شدن گاه بگاه خیالی دور...چقدر دور شدی خیال محال.
چهل روز مگر چقدر است؟
یخ زده برق ِ چشامون
زنگ زده رنگ ِ صدامون
خیس ِ بارون شده هرجا
پره درد ِ هر کجامون
کنج گرمای بخاری
قفل و بند ِ دست و پامون
سرما پابند ِ به کوچه
توی حبس ِ کدخدامون
...
میثاق بوالحسنی / تیر ۸۷
نقاشی : سیب زمینی خورها / وان گوگ

تو هنوز رو سینه هات عکس ستاره می کشی
کاش می شد زیر لباس خوابِ تو
من و آفتابی کنم
با خودم برم سفر
با خودم عکس تکی بگیرم و
توی خواب تو بیام
رنگ درو آبی کنم
....
میثاق بوالحسنی
16 / 12 / 1386
نقاشی : شب ستاره اثر وان گوگ

پشت ِ اين چراغ قرمز ، دل دل ِ چراغ ِ سبزه
پاسبون سر ِچار راه ، داره از سرما می لرزه
شونه به شونه شکستن ، ضجه به ضجه بريدن
دلْ حريص ِ بوی خون و پنجه رو گونه کشيدن
پشت ِ اين چراغ ِ قرمز ، همه ايستاده می خوابن
سوتای پشتِ سرِ هم ، بی دليل و بی حسابن
....
میثاق بوالحسنی
1386 / 9 / 19
یکسال گذشت
تقویمها گفتند و ما باور نکردیم
![]()
تو پیچ و تابِ این سفر
وقتی نباشی پیش من
جاده ها تنگ و خاکی اَن
به هیچ کجا نمی رسن
میثاق بوالحسنی
23 مهر 1386
" روياهات و از دست نده
واسه اينکه اگه روياهات از دست برن
زندگی ت عين بيابون برهوتی ميشه
که برفا توش يخ کرده باشن. "
نه يخ چاله ، نه يخ کوهی
تو داغا داغ بی روحی
تو آتيش می زنی آب و
تو می سوزونی آفتاب و
...
خداحافظ ، خداحافظ
شروع خود فراموشی
چراغت سرد خورشيدم
مگه خاموش ِ خاموشی؟
میثاق بوالحسنی
خرداد1386
*اشیا هیچ وقت آنقدر سرد نیستند که آدم ها و چشمهاشان می شوند
گفتی راه و بلدی خوش به حالت
پا به پام نیومدی خوش به حالت
خوش به حالت که چشات روزای خوب و مبینه
خوش به حالت که هنوز خنده رو لبهات میشینه
خوش به حالت که حالا هر جا دلت میخواد میری
خوش به حالت که دیگه سراغمو نمی گیری
خوش به حالت تو چه زود کابوسا از یادت میره
خوش به حالت که یادت نیست کی می سوزه تا بمیره
گفتی همپای تو هستم خوش به حالم
دیگه چشمام و نبستم خوش به حالم
خوش به حالم که هنوز خط نزدم اسم تو رو
خوش به حالم که بهت صد دفه گفتم که نرو
خوش به حالم که هنوز خاطره هات مال منه
خوش به حالم به تو دل دادم و دل نمی کنه
خوش به حالم که دیگه راه خودم رو بلدم
خوش به حالم بی تو یک قدم جلو نیومدم
بی تو یک قدم جلو نیومدم
اسفند 1385
حالا که صلح ستاره خنجره ، حالا که شب داره روز و می بره
حالا که حرفای بد قشنگ شدن ، حالا که دیوار ِ جای پنجره
بگو کی می خواد تو رو از تو اتاقم ببره ؟
میثاق بوالحسنی
8/11/1385

وسط خاک شلمچه يه پلاک روی زمينه
دستاش از دست ديگه رفته دوتا پاهاش روی مينه
رنگ خاکی لباسش جای خون و بوی خونه
هرکی ميگفت چرا رفتی، يادته؟گفتی:جنونه
لب تشنه ش اگه پر ترک تر از خاک کويره
خودشو کشيده تا دست رفيقشم بگيره
...
میثاق بوالحسنی

سردار بي سر تو ، مونده با دار قالي
موند با طناب دار و صندلي خيالي
سردار تو تُو دستاش قلم به جاي خنجر
داره تو رو رج مي زنه رو كاسه سفالي
...
چشماي من هنوزم
يه پارچه انتظاره
اگر چه كوچه چشمِ
ديدن تو نداره
میثاق بوالحسنی
با همون دستی که نامه هامو آتیش می زدی ، نامه بده
من واست خورشید و پست کرده بودم ولی تو جوابمو سایه بده
با همون دست بیا از حال وهوات واسم بگو
داره یادم میره از رنگ چشات واسم بگو
با همون دست بیا باز رو ابروهام یه دس بکش
بیا این پنجره رو واکُن و باز نفس بکش
...
□□□
" پست چی نامه تو بهم نداد
توی دفترش ازم امضا گرفت "
میثاق بوالحسنی
شب در چشمان من است
به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است
به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشمان من است
به چشم های من نگاه کن
پلک اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
( حسین پناهی )
سیاه کن عادت مرا ، ای خواب ↓◄
توی خوابم داری باز تنهایی پرسه می زنی
اومدی خوابم و خط خطی کنی " مث ِ بختک "
اومدی بگی فقط مال منی
توی خوابم ، توی خوابت ، دل دل ِ حرفی ِ که روی لبه :
نه میشه خاطره تو خط زد و رفت
نه تو از خاطره هام دل میکنی
....
میثاق بوالحسنی
![]()
، میشه دستاتو بدی ؟Excuse me
بوسه به دست فاحشه
موهاش و میزامپلی کرده و پیرهنش فقط تا نافشه
قافیه سازی و فرم و وزن و تکنیک و " ولش "
اینجا اونجاس که اگه چشماتو خوب وا کنی بندازی بهِِش
می تونی حس بکنی داغی رو از رو پیرهنش
میثاق بوالحسنی
گوشه گوشه ی اتاقم ، پُر ِ عکس ِ نیمه پاره س
خاطراتِ گنگ و خیسی ، از من و من ِ دوباره س
گوشه گوشه ی اتاقم ، پُر ِ سین ِ سینه سوزه
پُر ِ شیشه های دودی که به خورشید چش بدوزه
...
میثاق بوالحسنی
پنجره ها رو دس بکش بیا ببین بیا ببین
ببین که خسته از خودم ببین که خسته از همه
ببین نگاه زردم و ببین هوا چقدر کمه
ببین که من مرده و من نقاب زندگی زدم
شیرین زندگی ببین ! یه کوه کنم یه کوه کنم
............................
...............................
...........................
.............................
...............................
.................................... !
این همه از تکه ی آخر ترانه . عجیب نیست
مثل این همه حرفهای نگفته نگیم بهتره !
میثاق بوالحسنی
دیوارای خونه دیگه حس کردنی نیس
رنگ زردش داره بد جوری چشامو می زنه
دارم از تیک تیک کند ساعتاش دق می کنم
از صدای بوق هیچکس مث تو نیس روی خط بودنه
در و پنجره دیگه دیدنی نیس
پرده ها بی خودی آفتابی شدن
بوق هیچکس مث تو هنوز رو خط بودنه
گریه تحت سلطه ی خوابای من ...
...
برای ( محسن ) برادرم ...
میثاق بوالحسنی